ادعای پیروزی آمریکا در برابر واقعیت میدانی

جنگ ایران و آمریکا که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، وارد دومین ماه خود شده است. در حالی که مقامات آمریکایی مکرراً از «پیروزی قاطع» سخن گفتهاند، تحلیل میدانی و اظهارات کارشناسان مستقل تصویر دیگری را نشان میدهد: آمریکا در دام جنگی گیر افتاده که اهداف راهبردی آن محقق نشده و هزینههای آن روزافزون است .
۱. ادعای پیروزی آمریکا در برابر واقعیت میدانی
اظهارات مقامات آمریکایی
مقامات ارشد آمریکا از روزهای ابتدایی جنگ، ادعای پیروزی قاطع را مطرح کردهاند:
- دونالد ترامپ (۱۷ اسفند): “ما ایران را شکست دادهایم و کاملاً نابود کردهایم. اگر الان خارج شویم، بازسازی ایران ۱۰ سال طول میکشد”
- مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل: “ما پیروزی قاطعی را رقم زدهایم که مشابه آن در تاریخ نظامی مدرن آمریکا دیده نشده است”
- ترامپ (۴ فروردین): “ما از نظر نظامی پیروز شدهایم. نیروی دریایی و هوایی ایران را تقریباً به طور کامل از کار انداختهایم”
واقعیت میدانی
با وجود این ادعاها، جنگ نه تنها پایان نیافته، بلکه ابعاد تازهای پیدا کرده است :
سئوموس مالکافضلی، خبرنگار نشریه «The Nation»، در تحلیل خود مینویسد:
«هر کسی با چشم خود میتواند ببیند که نیروهای ایرانی به مبارزه ادامه میدهند، نه به صورت ضعیف و محدود، بلکه با پرتاب مداوم موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل و پایگاههای آمریکا» .
۲. هزینههای گزاف جنگ برای آمریکا
هزینه مالی مستقیم
- عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، هزینه جنگ برای آمریکا را ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده است که ۴ برابر رقم اعلامی پنتاگون است
- این هزینهها شامل از دست دادن تجهیزات نظامی گرانقیمت مانند جنگنده F-35 (ارزش حدود ۱۰۰ میلیون دلار) است که برای اولین بار در تاریخ توسط آتش ضدهوایی ایران سرنگون شد
- استفاده از موشکهای ۱۰۰,۰۰۰ دلاری برای منهدم کردن پهپادهای ۷,۰۰۰ دلاری ایران، ناکارآمدی اقتصادی جنگ را نشان میدهد
هزینه انسانی و سیاسی
- تلفات انسانی برای نیروهای آمریکایی (هرچند پنتاگون آمار دقیق منتشر نکرده است)
- انزوای دیپلماتیک آمریکا؛ بر اساس گزارشها، ۱۳۵ کشور در سازمان ملل مواضع ایران را محکوم نکردهاند
- عدم همراهی متحدان سنتی آمریکا (انگلیس، فرانسه، آلمان، اسپانیا) در جنگ
۳. چرا آمریکا در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است؟
هدف اول: باز کردن تنگه هرمز
آمریکا هدف اصلی جنگ، آزادسازی تنگه هرمز بوده است . اما نه تنها این هدف محقق نشده، بلکه ایران کنترل تنگه را شدیدتر کرده است. سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح ایران هشدار داده که «نبرد شدیدتری برای کنترل این آبراه راهبردی در پیش است» .
هدف دوم: تغییر حکومت یا سرنگونی رهبری
- نیروهای مسلح ایران نه تنها فرو نپاشیده، بلکه حملات متقابلی را ترتیب دادهاند
- بر اساس گزارشها، حاکمیت ایران سرنگون نشده و هیچ نشانهای از تمایل به تسلیم یا مذاکره از موضع ضعف نشان نمیدهد
- خبرگزاری «پارس تودی» وابسته به ایران، با استناد به ارزیابی ۱۸ آژانس اطلاعاتی آمریکا نوشته که «جنگ علیه ایران جز شکست برای آمریکا نتیجه دیگری نخواهد داشت»
هدف سوم: جلوگیری از اخلال در ترانزیت نفت
- قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است
- کشورهای در حال توسعه و حتی اروپایی با کمبود انرژی مواجه شدهاند
- بازارهای مالی جهانی دچار نوسانات شدید شدهاند
۴. عناصر راهبردی موفقیت ایران در برابر آمریکا
رسانهها و تحلیلگران نظامی، عوامل کلیدی زیر را برای مقاومت ایران در برابر آمریکا برشمردهاند :
۱. بستن تنگه هرمز: حدود ۲۵ درصد نفت جهان از این آبراه عبور میکند. این اقدام، جنگ منطقهای را به بحران اقتصادی جهانی تبدیل کرده است.
۲. حملات نامتقارن: ایران از طریق پهپادهای ارزان و پرتعداد و موشکهای بالستیک هوشمند، توانسته ضربات مؤثری وارد کند.
۳. نفوذ در سپر دفاعی اسرائیل: ایران موفق شده گنبد آهنین اسرائیل را نیز مورد اصابت قرار دهد .
۴. وحدت داخلی و عدم فروپاشی: بر خلاف پیشبینی آمریکا، نظام جمهوری اسلامی نه تنها فرو نپاشیده، بلکه به جنگ ادامه میدهد .
۵. جمعبندی: پیروزی راهبردی یا تاکتیکی؟
تحلیل نهایی: در اسفند ۱۴۰۴، آمریکا با وجود برتری آتشبار و ادعای “پیروزی قاطع”، در دستیابی به اهداف راهبردی خود ناکام مانده است. بسته ماندن تنگه هرمز، ادامه حملات موشکی ایران، سرنگونی جنگنده F-35، و عدم فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، همگی نشانههای واقعی این ناکامی هستند. این جنگ برای آمریکا به یک “مرداب راهبردی” تبدیل شده است؛ جنگی که هیچ چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد و هر روز هزینههای بیشتری بر آمریکا و متحدانش تحمیل میکند .